خرید بک لینک
- "> ,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"> ]]> درباره وبلاگ منوی اصلی پیوندهای روزانه نویسندگان آرشیو مطالب آرشیو موضوعی برچسبها پیوندها Powered By NILOBLOG.COM

برچسب: درحدیث,است,بانوی,صفا,دارین, نویسنده: متین میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:35

داستان جذاب وبلند کودک دانا آورده اند که در زمانهای قدیم درشهری که چون خورشیدانوربود یک گروه از تجار برای کسب وکار به آنجا آمدند.سرکرده آنها پسری پانزده ساله بود بنام دانیال که چهار غلام نیز با او همراه بود که هر کدام کاری را انجام میدادند آنها بساط خودراپهن کردندتا اجناس خودرا بفروش برسانند.دراین موقع گروهی از اراذل واوباش درآن مکان عبور میکردند.سرکرده آنها مردی تنومند بود که شکمی فربه وچشمانی گشادوقدی بلندداشت. و چوبی دردست داشت که با آن روی دست دیگرش میزد.وگام برمیداشت واینطرف آن طرف رامینگریست دراینموقع چشمش به بساط دانیال ویارانش اُفتاد گفت این بچه سگ کیست که بدون اجازه ما اینجا بساط گ

برچسب: داستان,جذاب,کودک,دانا, نویسنده: متین میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:35

شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۶

نوشته شده توسط عباس کارگر در 17:45 | لینک ثابت •

برچسب: هنرپیشگان,قبل,انقلاب, نویسنده: متین میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:35

صفحه بندی